پاسخ‌های علی اکبر مظاهری

روابط ناسالم گذشته

سلام

ببخشید دختر ... ساله ای هستم در زمان حدود ... سالگی به بعد توسط ... مورد آزارجنسی قرار گرفتن و چندسالی به ناچار دور ازچشم خانواده ها مجبور به این کار شدم و خودم راضی نبودم. بعدچندسال که بزرگترشدم در قبال درخواستش جواب منفی دادم و به درگاه خداوند توبه کرده و رابطه خود را با او قطع کردم.

اکنون که سن ازدواجم فرا رسیده ترس دارم به خاطر کارهای گذشته ام با کسی ازدواج کنم. حتی دیگر رابطه مشروع با همسر را هم نمی پسندم. به این رابطه کاملا بی میل شده ام. می ترسم ازدواج کنم و با نگفتم این راز به شوهرم به او خیانت کرده باشم. یا اگر موضوع را بفهمد مرا ترک نماید. لطفا راهنمایی ام کنید.

ادامه مطلب...
۰۲ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۳

تأثیر نقص جسمی مرد در اقتدار او

سلام حاج آقا 

اگر دختری با یک پسری که بیماری داره و این بیماری باعث کم شدن قابلیت های پسر نسبت به سایر مردها [مثل رانندگی ، معافیت از سربازی و...} بشه ، این موضوع میتونه بعدا جزو مصداق های بی اقتداری مرد قرار بگیره؟

ادامه مطلب...
۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۲۴

فایده تعیین مهریه زیاد

سلام جناب استاد

سوالی دارم که میخواهم لطف کرده و زودتر پاسخ دهید

در مورد مهریه و کم و زیاد آن

برخی مهریه را بسیار کم در نظر میگیرند مثلا 14 سکه و برخی بسیار زیاد؛ سوالم در رابطه با مهریه کم است و اینکه برخی ها اسرار دارند که مطابق با مهر السنه که الان حدود 3 ملیون میشود مهریه دهند؛ آیا درست نیست که در این روزگار میزان مناسبتری در نظر گرفته شود؟ آیا مهریه کم آسیبی ندارد؟ آیا 14 سکه را کم نمی دانید؟ 

تشکر

ادامه مطلب...
۰۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۳۴

سن کمتر آقای خواستگار از دختر خانم

سلام و عرض ادب

دختری هستم 27 ساله ک به تازگی خانواده آقایی با تفاوت سنی شش ماه کوچکتر از بنده پیشنهاد ازدواج داده اند . خانواده پسر کاملا راضی اند اما از طریق واسطه متوجه شدم ک خود پسر مردد است. از لحاظ شرایط تحصیلی و سطح کمالات همسطح به نظر میرسیم. (هر دو فوق لیسانسه ؛ کارمند اداری ؛ مسلط به زبان انگلیسی و ...) از مردد بودن پسر : تردید به دلم راه داده ام آیا پیشنهاد پسر را رد کنم چون ممکن است این اختلاف سن را به رخ بنده بکشد یا چکار کنم تا بهترین تصمیم را گرفته باشم.

ممنون میشوم اگر کمکم کنید.

ادامه مطلب...
۲۹ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۰۸

لباس عروس و محل سکونت مستقل

سلام علیکم

بنده نامزد هستم طلبه هستم و قصد داشتم در مراسم عروسیم لباس عروس اما کاملا پوشیده بپوشم و مداح دعوت کنم برای مراسمم یعنی یک مراسم عروسی کاملا مذهبی . همسرم هم طلبه هست . اما خانواده شوهرم قبول نکردن با اینکه قید و بندی در رابطه با حجاب ندارن . گفتن شما طلبه هستین و زشته که مراسم بگیرین همسرم براشون توضیح داد که شکل مراسمه ما چطور هست اما اونها دلیل اصلیشون این بود که چون  عروس بزرگترشون به خاطر مسایل مالی لباس عروس نپوشیده من هم حق ندارم بپوشم. و حتی به لحاظ مالی نمیذارن همسرم مستقل باشه همسرم میتونست خودش هزینه عروسیمون رو بده اما گفتن حتی اگر خودت هم بدی اگر خانومت لباس عروس بپوشه ما تو عروسیتون شرکت نمیکنیم.

و حتی اجازه نمیدن محل زندگیمون رو خورمون انتخاب کنیم و پدر شوهرم میگه باید نزدیک من باشید تا هروقت خواستم ببینمتون . حاج اقا مستاصل شدم . میخوان همسرم رو ساپورت مالی کنن تا رو زندگیمون تسلط داشته باشن . پدر شوهرم جاش برسه اگر با کسی در بیفته حتی اگر بچش باشه طردش میکنه . من هم جز اینکه به همسرم غر بزنم و روزی چند بار گریه کنم کار دیگه ای از دستم برنمیاد.

تو رو خدا راهنماییم کنید.

ادامه مطلب...
۰۶ آذر ۹۳ ، ۱۵:۱۸

ساز ناکوک خانم در زندگی

سلام

در بربرابر زنی که همه اش غر می زند و فقط منفی می بیند ناشکر است و کار خودش را قبول دارد و بسیار کم حرف چه باید کرد درست شدنی و قابل اصلاح است اظهار محبت نمی کند زندگی سرد و افسرده محبت حاکم نیست بدون دلیل شادی و خنده نیست در اصل ظاهرا با هم هستیم درخفا مطلقه وووووو

ادامه مطلب...
۲۲ آبان ۹۳ ، ۲۰:۱۷

ترس از نداشتن خواستگار و تأخیر در ازدواج

با سلام و احترام و عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت اباعبدلله الحسین  علیه السلام و یاران وفادار ایشان:

دختری 23 ساله هستم.خواستگاری ندارم تا الان فقط 5خواستگار داشتم که فقط با یک نفر از پسرها صحبت کرده ام.

خانواده متدینی هستیم.خیلی دعا کرده ام و چله گرفتم اما امر ازدواج من میسر نشده است.خیلی احساس ترس دارم و نگرانم که همانند ان حدیثی که میفرمایند دختران اگر به موقع چیده نشوند بادها انها را از درخت جدا میکنند شوم.

خیلی بی قرار بودم اما چندوقتی است که با خود میگویم خدا برای من اینطور صلاح میداند و صلاح من در ازدواج نکردن است و حتما با ازدواج کردن شر و آسیبی به من میرسد.و چون مطمئن به خدا هستم و توکل کردم قلبم ارام میگیره و توانستم به بی قراری ودم تا حدود زیادی غلبه کنم.و با این تفکر به زندگی ادامه بدهم.ولی بازهم فکرم مشغول است و نگرانم و درست نمی توانم درس بخوانم.میترسم که نتوانم در زندگی شخصی خود موفق باشم و اگر مجرد ماندم مستقل شوم.لطفا راهنمایی بفرمایید.

ممنونم یا علی

ادامه مطلب...
۱۰ آبان ۹۳ ، ۲۳:۳۹

همسری سرد و بی روح

باسلام

زندگی ماخیلی سرداست هرچه محبت کردم جواب نگرفتم منفی نگر پرخاشگر کم حرف 

2فرزند داریم یکی ازدواج کرد و یکی دانشجو. زود تنها شدیم چه تنهایی. وارد منزل که می شوم جواب سلام را نمی شنوم بدون دلیل از اینجا راه می افتیم تا مشهد حرفی نمیزند اهل دعا و عبادت است کارش شد تسبیح نگاه به تلویزیون وخوابیدن اما بی نشاط کم محبت. هر وقت سراغش میروم بی میل است و رغبتی نشان نمی دهد. می گوید: برای همین کار خوبی بدبین است هیچ عشق وعلاقه ای به من نشان نمی دهد. من هم دیگر خسته شدم و بریده. درد دل بسیار.

ادامه مطلب...
۱۱ مهر ۹۳ ، ۲۳:۴۷